المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
110
التنبيه والإشراف ( فارسي )
كدام است ؟ و گفتار فلاسفه دربارهء موجودات اول كه وجود ساير موجودات از آنهاست و موجود اول كه از همه كاملتر است كه وجود او بسبب وجود غير نبوده و هر چه جز او هست بسبب او وجود يافته و چيزها از اوست نه او از چيزها كه همه چيز فيض وجود از او گرفته ، او همه چيز است و همه چيز او نيست و دربارهء او ببايد - دانست كه راهى به او جز از او نيست كه معلول درك علت نتواند و حادث بقديم و مخلوق به خالق راه نيابد و دربارهء موجودات دوم كه تالى موجودات اول است و مراتب آن كه بشمار و ترتيب موجودات سماوى است ، و دربارهء عقل فعال و نفس و صورت و هيولى و ديگر موجودات كه اجسام است و شش جور جسم هست ، جسم سماوى و حيوان ناطق و حيوان غير ناطق و گياه و اجسام جامد كه فلزات است و عناصر كه آتش و هوا و آب و زمين است ، و آنچه دربارهء عقل اول و دوم و نفس و طبايع مادون آن گفتهاند كه عقل علت و واسطهء ميان خداوند عز و جل و خلق است و سببى است كه نفس ناطقه شرف از آن اندوخته و آئينهاى است كه بوسيلهء آن نيكىها و بديها و وسايل نجات و هلاك خويش را مىبيند و آنچه دربارهء نفس ناطقه و ديگر نفوس شهوى و تخيلى و حسى و بهيمى گفتهاند و نفوسى كه از اين جمله با اجرام سماوى ارتباط دارد و متعلق به آنست و اينكه نفس ناطقه جوهرى بسيط است از جواهر زندهء جاويد ، و مرگ نفس انتقال آن از جسمى بجسم ديگر است و چون از بدن مفارقت كند همهء چيزها را كه در جهانها هست معاينه بيند و چيزى از او مخفى نماند و هدف نهائى آن سعادت و وصول بجهان عقل است و در حقيقت انسان همان نفس ناطقه است و علت اينكه از عالم عقل بعالم حسن آمده و عالم پيش را فراموش كرده و از پس علم بنادانى افتاده و گفته كسانى كه بر اين رفتهاند ، و اينكه چرا انسان جهان كوچك شده و چيزها كه در او هست و مانند اشياء جهانست و رابطه و نسبتى كه در نظر فيلسوفان ميان جهانها هست و نظر ارسطو دربارهء ازليت